اخبار خانواده

سریال های ماهواره ای

شنبه ، 20 آبان 1396

اشتراک گذاری

وابستگی به برنامه های ماهواره از او انسان دیگری ساخته بود. «ناز بانو» هم بازی دوران کودکی ام بود و من در رویاهایم او را همان کودک مظلوم و مهربان سال های کودکی ام می دانستم که میوه هایش را با من تقسیم می کرد اما او به دلیل تجربه تلخ طلاق روحیه دیگری داشت تا این که  تصمیم به ازدواج با نازبانو گرفتم اما سریال های ماهواره طوری زندگی ام را ویران کرد که ... مرد میان سال با بیان این که هیچ گاه تصور نمی کردم روزی داخل خودرو زندگی کنم به  تشریح روزگار تلخش پرداخت و درحالی که اشک هایش را پاک می کرد به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت: حدود دو سال قبل و با مرگ ناگهانی همسرم، خزان زندگی من نیز آغاز شد. یک سال بعد از این ماجرا تنها پسرم را داماد کردم تا به همراه همسرش زندگی عاشقانه خودشان را شروع کنند. از آن روز به بعد دیگر تنها مانده بودم و با خاطرات همسر مرحومم زندگی می کردم دیگر گل های باغچه زندگی برایم زیبایی خاصی نداشتند و من به انسانی گوشه گیر تبدیل شده بودم به طوری که ساعت ها در افکارم غرق می شدم. مدتی بعد برای رهایی از این وضعیت تصمیم به ازدواج مجدد گرفتم شاید در سایه عشق و محبت یک همراه و همدم دیگر، زندگی بی سروسامان و پرتلاطم خود را به ساحل آرامش هدایت کنم. در این میان ناخودآگاه به یاد دختر عمه ام «نازبانو» افتادم. همان دختر کوچولوی مهربانی که همواره میوه هایش را با من تقسیم می کرد. ساعتی دفتر خاطراتم را به گذشته های دور ورق زدم و از این که امروز «نازبانو» به زنی تنها و شکست خورده تبدیل شده بود بغض گلویم را فشرد، احساس کردم او همان فرشته نجات من از تنهایی است. نازبانو سال ها پیش از همسرش جدا شده بود و در تنهایی و انزوا زندگی می کرد بلافاصله سوار خودروام شدم و با جعبه شیرینی و دسته گل به سمت منزل او حرکت کردم.نازبانو گفت: «من تجربه تلخی را پشت سر گذاشتم و نمی خواهم سختی های آن روزها دوباره تکرار شود من هم قول دادم که از هیچ تلاشی برای خوشبختی اش دریغ نکنم. در این هنگام دختر عمه ام خیلی جدی گفت اگر واقعا مرا دوست داری باید هزار سکه طلا مهرم کنی! من هم که فکر نمی کردم روزی دختر عمه ام به من نارو بزند این موضوع را پذیرفتم و بدین ترتیب زندگی مشترک ما آغاز شد. اما خیلی زود فهمیدم «نازبانو» با دوران کودکی اش خیلی تفاوت دارد. او تا پاسی از شب به تماشای برنامه ها و فیلم های ماهواره می نشست به طوری که از رفتارهای او رنج می کشیدم اما مشکل به این جا ختم نشد بلکه ناز بانو تحت تاثیر فیلم ها و سریال های خارجی خواسته های نامتعارفی داشت که تاثیر نامطلوبی در زندگی ما گذاشته بود از سوی دیگر من یک راننده تاکسی تلفنی بودم و نمی توانستم خواسته های او را تامین کنم به همین دلیل همواره مورد تحقیر قرار می گرفتم و همسرم به بهانه های مختلف قهر می کرد اصلا باورم نمی شد نازبانو که 40 بهار از عمرش گذشته و تجربه یک زندگی ناموفق را دارد این گونه اسیر فیلم ها و سریال های ماهواره ای شده باشد کار به جایی رسید که  دیگر حتی غذا را نیز از بیرون تهیه می کردم. بارها خواستم او را متقاعد کنم که شیوه اشتباهی را در زندگی پیش گرفته است اما او نه تنها نصیحت هایم را نپذیرفت بلکه دیگر با تعویض قفل ها مرا نیز به منزل راه نمی داد و اکنون مدت زیادی است که داخل خودروام زندگی می کنم حالا هم پیامی برایم فرستاده که می خواهد مهریه اش را به اجرا بگذارد و ...
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری

معرفی

خیریه امام رضاعلیه السلام

جناب آقاي حاج احمد ابريشم چي يكي ازمديران خلاق و نابغه کشور است . كه درسال1317 در شهر قم به دنيا آمدو در سن 17 سالگي پدرش فوت نمود و مادرش 9 فرزند را با مهر و محبت بسياروبر پايه اصول تربيتي-ديني پرورش داد تا اينکه وي   نيز در سال 1367 به رحمت ايزدي پيوست جناب آقاي ابريشم چي با علاقه اي ويژه در مورد مادر ميگويند : "مادرم يک استاد ، يک مربي به تمام معني و يک مادر تمام عيار بود که در همه حال به او افتخار مي کنم و لحظه اي خود را از او جدا نمي دانم اميدوارم که او هم من و عزيزانم را هميشه دعا مي کند  "  جناب حاج احمد ابريشم چي از سن 18 سالگي در حالي که کارگر ساده پيش نبود ازدواج کرد و حاصل اين پيوند پنج فرزند است که اکنون همسر و فرزندان همراهان ايشان در طريق محبت اند

اطلاعات بیشتر ...

اطلاعات تماس

پست الکترونیک : info@keramat8.com

تلفن تماس : 37650450-051

فکس : 37650467-051

طراحی و پیاده سازی گروه نرم افزاری دوگان