اخبار خانواده

توفان در ساحل آرامش

دوشنبه ، 17 ارديبهشت 1397

اشتراک گذاری

منبع


پدرم برای فرار از سرزنش های دیگران و توجیه ماجرای طلاق مادرم، مدام از «خیانت»او می گفت. آن زمان معنی کلمه خیانت را نمی دانستم و تنها به حرف های پدرم اطمینان می کردم تا این که خودم متاهل شدم و با مشاهده «خیانت» زوج ها به یکدیگر در یکی از شبکه های ماهواره ای تصمیم گرفتم که ...
مرد 37 ساله در حالی که بیان می کرد با شنیدن ماجرای «خیانت» و طلاق از زبان پدرم، گویی از همان دوران کودکی شست و شوی مغزی شده بودم و حس غریب انتقام در وجودم شعله می کشید، به مشاور و کارشناس اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت: 10 ساله بودم که توفان سهمگین بدگمانی و «خیانت»، ساحل آرامش زندگی ما را درهم کوبید و موج وحشتناک طلاق همه چیز را نابود کرد. پدرم کارگری زحمت کش بود که از صبح تا شب برای آسایش خانواده اش تلاش می کرد. اگرچه آن زمان مدام کلمه خیانت در خیالم نقش می بست اما من معنی این کلمه «هیولا مانند» را نمی فهمیدم. با این وجود پدرم همواره این قصه تلخ را در توجیه طلاق مادرم بازگو می کرد. آن زمان مراقبت از برادر کوچک ترم نیز به عهده من بود به همین دلیل در مقطع راهنمایی ترک تحصیل کردم ولی از روزی که معنای واقعی کلمه «خیانت» برایم آشکار شد تنفر عجیبی سراسر وجودم را فرا گرفت. هیچ گاه تصور نمی کردم آن چه پدرم بر زبان می راند، تنها به دلیل بدگمانی و بیماری وسواس گونه خودش است. او آن قدر این قصه زشت و نفرت انگیز را زیر گوشم زمزمه کرده بود که دیگر من هم این توهمات سوء ظن گونه را باور کرده بودم. روزگار به همین ترتیب سپری می شد تا این که هفت سال قبل پدرم بر اثر استرس های شدید و کار آشفته اش به بیماری سخت عصبی دچار شد.
از آن روز به بعد دیگر جرئت حرف زدن هم نداشتم و فقط مراقب بودم پدرم داروهایش را درست و به موقع استفاده کند. این در حالی بود که به اجبار مادربزرگ و عمه هایم با دختری ازدواج کردم که چند سال از من بزرگ تر بود. در واقع من هیچ علاقه ای به او نداشتم و مدام اوقاتم را پای سریال های دوبله شده یکی از شبکه های ماهواره ای می گذراندم. ذهنیت های من از ماجرای «خیانت» مادرم با خیانت های آشکار و پنهان در این سریال های به اصطلاح خانوادگی به طرز عجیبی گره خورده بود. مشاهده خیانت زوج های جوان در این سریال ها حس انتقام را در وجودم شعله ور می کرد. من چنان جذب این سریال های احمقانه شده بودم که دیگر حتی همسر و خانواده را هم به فراموشی سپردم. این گونه بود که به بهانه انتقام از زنانی که خانواده ای را به نابودی می کشانند، ناخواسته به دامن گناهان کبیره افتادم و تحت تاثیر همین سریال های احمقانه دست به خیانت زدم و زندگی ام را در آستانه فروپاشی قرار دادم. حالا که منطقی می اندیشم و عشق و علاقه همسرم را می بینم تازه می فهمم چگونه سال های عمرم را با این افکار پوچ و سریال های مبتذل گذرانده ام. اکنون هم در حالی دلم برای دیدن مادرم تنگ شده است که هنوز هیچ خبری از او ندارم. اما ای کاش ...

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

معرفی

خیریه امام رضاعلیه السلام

جناب آقاي حاج احمد ابريشم چي يكي ازمديران خلاق و نابغه کشور است . كه درسال1317 در شهر قم به دنيا آمدو در سن 17 سالگي پدرش فوت نمود و مادرش 9 فرزند را با مهر و محبت بسياروبر پايه اصول تربيتي-ديني پرورش داد تا اينکه وي   نيز در سال 1367 به رحمت ايزدي پيوست جناب آقاي ابريشم چي با علاقه اي ويژه در مورد مادر ميگويند : "مادرم يک استاد ، يک مربي به تمام معني و يک مادر تمام عيار بود که در همه حال به او افتخار مي کنم و لحظه اي خود را از او جدا نمي دانم اميدوارم که او هم من و عزيزانم را هميشه دعا مي کند  "  جناب حاج احمد ابريشم چي از سن 18 سالگي در حالي که کارگر ساده پيش نبود ازدواج کرد و حاصل اين پيوند پنج فرزند است که اکنون همسر و فرزندان همراهان ايشان در طريق محبت اند

اطلاعات بیشتر ...

اطلاعات تماس

پست الکترونیک : info@keramat8.com

تلفن تماس : 37650450-051

فکس : 37650467-051

طراحی و پیاده سازی گروه نرم افزاری دوگان